دیشب که داشتم رمان کوری را میخواندم با خودم فکر میکردم که ساراماگو (نویسندۀ رمان کوری) این اطلاعات چشم پزشکی که در رمان کوری نوشته را از کجا بهدست آورده؟ آیا بهخودش زحمت داده و رفته کتابهای مربوط به چشمپزشکی را مطالعه کرده یا مستقیماً از یک چشمپزشک مشاوره گرفته. به احتمال زیاد گزینۀ دوم درست باشد و ساراماگو رفته باشد پیش یک چشمپزشک که از طرف یک آشنایی هم بهش معرفی شده باشد و گفته من همان رمان نویسم که فلانی معرفی کرده و دارم یک رمان راجع به کوری سفید مینویسم و لابد چشمپزشک هم بهش گفته کوری سفید که وجود ندارد. ساراماگو هم گفته میدانم ولی این فقط یک رمان است. رمان الزامی ندارد که کاملاً براساس واقعیت باشد. لابد چشمپزشک هم بهش متلک پرانده که حالا که الزامی برای براساس واقعیت بودن ندارد پس چه ضرورتی دارد که اطلاعات چشمپزشکی آن براساس واقعیت باشد و ساراماگو هم لابد حوصلهاش سررفته شاید هم حوصله کرده و برای بیرون کشیدن آن اطلاعات مجبور شده بگوید ولی برای باورپذیری یک رمان باید اطلاعات پزشکی آن براساس واقعیت باشد و چشمپزشک هم لابد گفته جلالخالق! شما نویسندهها چه حقههایی که به کار نمیبرید که دروغهایتان را به مردم سادهلوح بقبولانید. آنوقت الکی سیاستمداران را به دروغگو بودن متهم میکنند. شما که دست آنها را هم از پشت بستهاید. ساراماگو هم خودش را از تک و تا نینداخته و گفته خوب سیاستمدارها از بس ناشی بودهاند دیگر دستشان برای مردم رو شده و حتی اگر چیزی راست هم باشد مردم باز هم با دیدۀ شک و تردید به آن نگاه میکنند. به هرحال ساراماگو با هزار زحمت بالاخره موفق میشودو آن اطلاعات چشمپزشکی را از زیر زبان آن چشمپزشک بیرون میکشد.
ارتباط بین سخنوری و نویسندگی...
ما را در سایت ارتباط بین سخنوری و نویسندگی دنبال میکنید