در کانال داستاننویسی آقای مصطفی طاهری خواندم که یک نویسنده برای اینکه بتواند لحن شخصیتهای داستانش را خوب پرداخت کند بهتر است در کلاسهای فن بیان و سخنوری شرکت کند. من دوازده سال پیش تصمیم گرفتم که داستان نویس بشوم و در کارگاههای داستاننویسی شهرمان شرکت کردم. بعد از هشت سال تلاشم ناکام ماند و نه تنها داستاننویسی را به کلی رها کردم که حتی هر چه داستان کوتاه و شعر و ترانه و خاطره هم نوشته بودم از بین بردم. حتی وبلاگم را هم حذف کردم. بعد مهر ماه امسال در کلاس گویندگی و فن بیان شرکت کردم. مدرس کلاس بهحدی در اینکه ما زمان صحبت کردن از چه واژههایی استفاده میکنیم حساسیت به خرج میداد که این باعث شد حتی قریحۀ نویسندگی من هم رشد کند و شروع کنم به نوشتن متنهای کوتاهی که باعث تحسین مدرس گویندگیام شد. وی مرا تشویق کرد که داستاننویسیام را دوباره از سر بگیرم. فقط در عجبم که چنین موضوع سادۀ دقت در انتخاب واژهها و افزایش دایرۀ واژگان چرا درهشت سال شرکت من در کارگاههای داستاننویسی حتی یکبار هم عنوان نشد. هروقت داستانی مینوشتم بهخاطر نثر ضعیفش تنها اتهامی که به من وارد میکردند این بود که لابد من کتاب ترجمه شده زیاد میخوانم. در صورتی که همان کتابهای ترجمه شده را قویترین مترجمان ایرانی ترجمه کرده بودند که به جرأت میتوانم بگویم آن کتابها اگر نثرشان قویتر از نثرهای نویسندگان بزرگ ایرانی نبوده باشد حداقل به همان قدرت نثرهای فاخر بودند و تنها ایراد من این بود که سعی در افزایش دایرۀ واژگانم نداشتم و کسی هم نبود که این موضوع را به من بگوید. البته بهاحتمال زیاد خود آن افراد هم از این موضوع اطلاعی نداشتند و نمیشود بهشان خرده گرفت و کارگاه داستاننویسی ما در حقیقت مصداق ضرب المثل «کوری عصاکش کوری دیگر شود» بود.
ارتباط بین سخنوری و نویسندگی...
ما را در سایت ارتباط بین سخنوری و نویسندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 66